بازم صدور مغزها!

نمی‌دونم چرا جدیدا اینقدر وقتم کم میاد. با وجود اینکه این ترم فقط دو روز دانشگاه می‌رم اما توی خونه کار دانشگاه‌ام زیاد شده. یعنی هم درس جدید داشتم هم برای خودم کار تراشیدم! هر جلسه کوئیز و پروژه و تمرین .... هم خودم بیچاره شدم هم بچه‌ها! بابایی هم که مدتیه کارش حسابی زیاد شده و اغلب ساعت 9 و 10 میاد. حالا این وسط یکی از دوستان خوبم هی وسوسه می‌کنه که دکترا شرکت کنم. البته منم هر هفته می‌رم می‌گم که هرچی فکر کردم دیدم نمی‌رسم و شرکت نمی‌کنم ولی باز وسوسه می‌شم. اما باید یگذارم برای سال بعد. نمی‌دونم اونموقع کارها و شیطونی‌های عرفان کمتر شده یا بیشتر .....

به قول این برنامه خانواده ... تازه خبر اینکه! خاله زهرا و باران عزیز هم به قول آقای احمدی نژاد به صورت مغز صادر شدند به بلاد خارجه تا اون کشورها هم از پیشرفتهای ایرانی‌ها بی‌بهره نباشند. با این حساب تقریبا از بین دوستان و همکلاسی‌های من فکر می‌کنم فقط خاله آویسا مونده. خدا برامون نگهش داره. خاله زهرا هرجا هستی امیدوارم مثل همیشه شاد و سرزنده و موفق و معتقد باشی. اینم باران عزیز در آخرین شب ایرانی‌اش!

اما عرفان شیرینی مامان. روز به روز شیطون تر از دیروز. جدیدا یاد گرفته تا یه لحظه ازش غافل بشی میره روی میز! به فعالیت نی‌نای نی‌نایش هم مجدانه ادامه میده. دیروز یه لحظه با صدای زنگ موبایل بیدار شد چند ثانیه‌ای به حالت چهار دست و پا نی‌نای کرد و دوباره افتاد و خوابید!

بعد از چند هفته که باتری دوربینم خراب شده بود بالاخره دلی از عزای عکس در آوردم. بقیه ماجراها رو به صورت تصویری ببینین.

دوست مورد علاقه‌ همه بچه‌ها! فکر کنم به خاطر اینه که خودشون تقریبا همچین نقشی رو بازی می‌کنن!

بذار ببینم سر عروسکم شپش نداره؟ ....

نه مثل اینکه تمیزه!

از همون اول که عرفان به دنیا اومد هرچی دستم اومد به در و دیوار چسبوندم و اثر خوبی هم داشت. البته برای عرفانی نه برای در و دیوار!

بای‌بای ... البته به جای چپ و راست کردن دستش، عقب و جلو می‌کنه!

/ 15 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلی

رویا جان! یه جور چهار چرخه هایی هستن اینجا که بچه ها بهش تکیه می کنن و راه می رن. با راه رفتن ازشون موسیقی پخش میشه. اجلوش هم اسباب بازی هست و میشه باهاش بازی کرد. نمی دونم ایران هم هست یا نه ولی برای تشویق بچه ها به راه رفتن خیلی عالیه... راستی بابا خانوم دکتر... ما رو هم دریاب... آفرین به این اراده....ضمنا رویا جان می کم مگه نوه تو نمی بری حموم که سرش شپش گذاشته! مادربزرگ هم مادربزرگهای قدیمی!

مامان سارا

چه پسمل ناسسيييييييييييييييييييييي[قلب][قلب][قلب][قلب][هورا][هورا][هورا]

لیلی مامان یونا

سلام ماشالله به پشتکار شما مامانی عرفان جون[لبخند] رشتتون چیه ؟ به نظر من تا درگیر درسید حتما دکترا رو برید.عکسای پسر گل هم خیلی قشنگ بود ببوسش [ماچ]

لیلی مامان یونا

سلام ماشالله به پشتکار شما مامانی عرفان جون[لبخند] رشتتون چیه ؟ به نظر من تا درگیر درسید حتما دکترا رو برید.عکسای پسر گل هم خیلی قشنگ بود ببوسش [ماچ]

مامان فراز

سلام رویای عزیز، من هم همیشه شما رو از طریق گوگل ریدر میخونم و این بوده که مدتهاست کامنتی نگذاشتم. شرمنده و لی از این گوگل ریدر. پسرت ماشاالله خیلی بزرگ شده، خدا حفظش کنه. اما در مورد سوال شما: من چند هفته ای هست که به این سیستم ای دی ای ال دسترسی دارم و راضی هستم. خوبه . از سرعتش راضی هستم. اسم این شرکت ارتباط گستر صباست. آدرسش رو پایین قرار میدم. ماهی سزده و ششصد تومان داده میشه و دردسرهای سیستم های دیال آپ رو نداره. نصبش همونطور که گفتند بعد ار ازسال مدرک در عرض یکهفته انجام میشه و پشتیبانیش هم تا به حال خوب بوده و سریع به خاطر مشکلی که به وجود اومد اقدام کردند. اگر اطلاعات دیگه ای راجع به این شرکت میخواید میتونید از این آدرس استفاده کنید: http://www.eg-saba.com/ موفق باشید

ندا

ماشااله به این پسر مامانی... خیلی نازه رویا جون، ماشااله خدا کنار هم به شادی و سلامتی حفظتون کنه

آويسا

سلام مامان رويا، خوشحالم که مي خواهي از نو درس بخواني و صددرصد موفق خواهي بود، من اگه بعد از عيد نرم سر کار، عرفان عزيزم رو خودم نگه مي دارم

شایلی

امان از دست این فرار مغزها... میگم عرفانی خیلی آقا شده ها... دیگه قیافه اش کاملا مردونه شده... دقیقا باهات موافقم که بچه ها هم همچین نقشی رو دارند[نیشخند] راجع به اون دی وی دی راستش اون جا مونده خونه بابابزرگ ولی دو تا نوار دیگه ضبط کردم اگه خواستی هماهنگ کن در خدمتیم... میبینم که عرفانی هم شیفته بیبی تی وی شده[بغل] ضمنا من یه فلش به دستگاهمون وصل کردم و کلی دیگه ضبط کردم ولی راستش هنوز نمیدونم با چه برنامه ای باید اجراش کنیم فقط وقتی به دستگاه وصله میشه دید هروقت نرم افزارشو پیدا کردم اونو هم میتونی ببری... یه چیز دیگه ظاهرا اعتبار کارتمون تموم شده چون از دیروز ما هم دیگه بیبی نداریم و با همون ضبط شده ها مشغولیم[ناراحت]

رکسانا مامان آوین

چه آقایی شده این عرفان گلی [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] فرار مغز ها در اطرافیان و دوستای من هم اپیدمی شده یا رفتن یا تصمیم به رفتن دارن[ناراحت]

هنا

رویا جون...از بس کم پیدایی و کم می نویسی از عرفان یه کامنت ازت می بینم ذوق می کنم که حتما اومدی یه چیزی از ین قندونت نوشتی...دلمون تنگ شدبابا![قلب]