حالا چکار کنم؟

عرفان کوچولوی من، الان شش روزه که این ویروس جدید اسه×ال و استفراغ رو گرفته که بالا آوردنش همون دو روز اول خوب شد، اما همچنان بیرون رویش ادامه داره. این وسط توی تعطیلات آخر هفته قبل که دکتر پیدا نمی‌شد چهار بار دکتر عوض کردیم و چندین بار دارو! حتی یه بار تو ادرا×رش رگه‌های خون دیده شد، که خیلی دستپاچه شدیم و نصفه شبی بردیمش اورژانش بیمارستان کسری،‌ که آزمایش نوشت. اما بعدا معلوم شد که قطره استاینوفن جدیدی که بهش دادم (تایلانول فکر کنم) که کاملا قرمز رنگ هم بود،‌ از عوارضش همین رنگی شدن ادرار بوده! عرفانی هم که حسابی بد غذا و بد دواست. پدرم در میومد تا این همه دوا رو با سرنگ بهش بدم. دیگه هرچی می‌بینه چه آب و چه غذا و چه دوا روش رو بر می‌گردونه و فرار می‌کنه. ظرف چند روز اول که تقریبا هیچی! غذا نخورد،‌ اگه گاهی دو سه قاشق ماست هم می‌خورد بالافاصله بالا می آورد. بعد هم که این ویروس قوی رو به ترتیب هر روز به یکی داد. اول من!‌ بعد مامان‌جونش، بعد بابایی و آخر هم دایی. خونه‌مون شده بود مریض خونه و قرنطینه، همه برنامه‌ها بهم ریخته بود و همه بیحال بودن. اما خدا رو شکر ما آدم بزرگها! تقریبا همه یکی دو روزه خوب شدیم. فقط این جوجو کوچولوی من هنوز خوب نشده.
خلاصه عرفان گلی لاغر بود، حالا دیگه شده پوست و استخون. بد غذا که بود، حالا دیگه اصلا غذا نمی‌خوره. شیر من کم که شده بود،‌ الان بعد از اون مریضی دیگه اصلا شیر هم ندارم! (آیکون گریه و زاری به مقدار فراوان!!!) دیشب رفتیم پیش یه دکترش که تا پنج ماهگی اونجا می‌بردمش برای معاینه و دکتر خوبی هم به نظر می‌رسید. تا عرفان رو دید شروع کرد به دعوا که این چه وضعه،‌ شماها چکار کردین با این بچه و .....! (آخه وزنش در 13 ماهگی شده 8.5 کیلو و بالاخره رسید به خط قرمز پایین نمودار رشد و این یعنی سوء تغذیه!) گفتم هیچی غذا نمی‌خوره! گفت خوب نخوره! همون شیر خالی هم بخوره نباید این وضعش باشه! گفتم شیرم هم کم شده! گفت شیر خشک بده! گفتم شیرخشک هم نمی‌خوره. گفت شیرت رو قطع کن تا بخوره!!!! منهم چنان ناراحت بودم و با این حرفها بهم ریختم و بهت زده  شدم که دیگه هیچی نتونستم بگم. از دیشب تا حالا ختی توی خواب همش دارم فکر می‌کنم که چه کنم. یعنی واقعا از شیر بگیرمش؟! مسئول بهداشتی هم که می‌بردمش نظرش تقریبا برعکس بود ولی راه‌حلش همین بود! اون می‌گفت اینقدر به شیرت وابسته شده که غذا نمی‌خوره (البته مستقیم نگفت ولی منظورش همین بود که باید از شیر بگیریش تا غذا بخوره).
حالا مامانهای با تجربه من چه کنم؟! دکتره که می‌گفت همین امشب از شیر بگیریش بهتر از فرداست! آخه مگه به همین راحتیه! حالا اومدیم و از شیر هم گرفتمش و شیرخشک هم نخورد،‌ دیگه کاریش نمیشه کرد. تازه چه جوری از شیر بگیرمش!؟! به نظرتون باز یه دکتر عوض کنم؟ آی ایهاالناس،‌ آی مامان شایلی، ..... مشاوره لطفا!

لذت بخش‌ترین لحظات زندگی از نظر عرفان وقتیه که هر دو پستونکش دستش باشن!

 


پی‌نوشت: توضیح اینکه عرفانی با وزن 2.750 به دنیا اومد ولی تا پنج ماهگی که اتفاقا پیش این دکتر می‌رفتم و البته هنوز غذاخور نشده بود وزنش تقریبا به نرمال رسیده بود،‌ و با شروع غذا خوردن هر بار از روی منحنی رشد افت کرد تا رسید به آخرین منحنی!

/ 15 نظر / 80 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا مامان باران

چند بار باران هم از این ویروسها گرفت و من آخر به این نتیجه رسیدم که ویروس رو هیچ کاری نمی شه کرد و باید خودش به مرور رفع بشه و دارو هم هیج تاثیری نداره. تنها راهش اینکه به فاصله زیادی و مقدار کم بهش غذا بدی کته و ماست غذای سبکی است که خیلی خوبه. نگران اشتهاش نباش طبیعی که الان چیزی نخوره بعد از یه مدتی خوب می شه. در مورد شیر هم می دونی که بعد از یکسالگی شیر مادر یه غذای فرعی است و بیشتر حالت عاطفی داره. یه راهی که من انتخاب کرده بودن برای اینکه باران شیر خشک هم بخوره این بود که اوبش شیر خودم رو با شیر خشک قاطی کردم و این کار اونقدر ادامه دادم که به مزه شیر خشک عادت کنه. البته از نظر پزشکی کار درستی نیست ولی برای من خیلی خوب بود وقتی خونه نبودم باران شیر خودم و می خورد وقتی بودم خودم بهش می دادم. حق داری تصمیم سختی که الان از شیر بگیری. شاید بد نباشه روش من رو امنحان کنی. که هم شیر خودت و بدی و هم شیر خشک. با اینحال اگه راهی نداشتی با خیال راحت از شیر بگیر و عاطفه رو از روشهای دیگه براش جبران کن. کلا رویا جان بدن بچه ها خیلی محکم تر از این حرفهاست و نگران نباش.

زهرا مامان باران

رویا جان یه نکته دیگه. احساست رو با همه وجود درک می کنم. ولی سعی کن اعنماد به نفس داشته باشی و تا جایی که میتونی اطلاعاتت رو اضافه کنی (کتاب اینترنت) تا بتونی با خیال راحت تصمیم بگیری و عذاب وجدان نداشته باشی.

رکسانا مامان آوین

سلام رویا جان بلا دوره خانمی انشاا.. هرچه زودتر عرفان گلی خوب خوب میشه در مورد شیر هم چون عرفان گلم یک سالش تمام شده خیلی نگران از شیر گرفتنش نباش عزیزم اصلا هم عذاب وجدان نداشته باش و محبت و مهر مادری رو از راههای دیگه نثار دلبندت کن ولی بهتر نظر مشورتی یه دکتر دیگه رو هم داشته باشی مواظب خودتون باشید می بوسمت

نسیم

Royaa !! cheghadr narahat shodam shenidam Erfani mariz shode ! bebin Ryan ham KHEILI bad ghaza o kam ghaza o laghart shode :( be manam goftan az shr begiramesh vali aslan jorat o haal hosele nadaram ... torokhoda be manam begoo age fahmidi chetori az shir begirimishoon !!!

مامان کیان

سلام مامان عرفان خسته نباشی منم یه کوچولوی 17 ماهه دارم که هفت ماهه به دنیا اومده با وزن یک کیلوی ناقابل . حالا بماند که برای به این جا رسوندنش چه مکافات ها که نکشیدم . کیان من هم خیلی کم غذاست . ولی من سعی می کنم تنوع غذاهاشو زیاد کنم و با حوصله بهش غذا بدم . امید وارم پسر کوچولوت هر چی زود تر بزرگ بشه .

نوشین

رویا جون ماست میوه ای رو هم تست کن. گفته بودی ماست دوست داره. البته بعد از اینکه کامل خوب شد. راستی حالش چطوره ؟

نوشین

رویا جون پیام خصوصی داری

زهرا مامان باران

سلام رویا جان عرفان جون بهتر شد؟ سلام برسون

مامان گلی کوچک!

الهی بمیرم.. داغون شدم.. آخه چرا کوچمولوهای نانازی مریض میشن؟ کاش دکترا بشینن یه ابر دارو بسازن دیگه هیچ کوچولویی مریض نشه! رویا جونم! عرفانمون چه جوره؟ بهتر شده؟ [نگران] خوبی عزیزم؟ نگران نباش همه چی درست میشه.. من که تجربه ای در هیچ زمینه نی نی ندارم ولی برای خوب شدنش و برای اینکه تپلی بشه در حد اعـــــــلی دعا می کنم..[لبخند] [بغل]

مامان گلی کوچک!

الهی بمیرم.. داغون شدم.. آخه چرا کوچمولوهای نانازی مریض میشن؟ کاش دکترا بشینن یه ابر دارو بسازن دیگه هیچ کوچولویی مریض نشه! رویا جونم! عرفانمون چه جوره؟ بهتر شده؟ [نگران] خوبی عزیزم؟ نگران نباش همه چی درست میشه.. من که تجربه ای در هیچ زمینه نی نی ندارم ولی برای خوب شدنش و برای اینکه تپلی بشه در حد اعـــــــلی دعا می کنم..[لبخند] [بغل]