اولین غذا

 

جوجو قندی مامان همچنان به یادگیری سریعش ادامه میده و هر روز بهتر از دیروز! میشه

از کارهای عرفان بگم که دیگه گرفتن با دست براش راحت شده و تقریبا برای گرفتن هر چیزی دستش رو دراز میکنه و اونو میگیره. منم تا می تونم چیزهای مختلف بهش میدم که حس لامسه اش تقویت بشه. با گرفتن نایلون عصبی میشه ولی از روزنامه گرفتن و هر چیز نرمی که بتونه تو دهنش کنه خوشش میاد.

یاد گرفته خودش پستونک رو از دهنش با دست در میاره و باز میکنه تو دهنش و 100 بار اینکار رو تکرار میکنه. گاهی هم پستونک رو کجکی محکم لای لثه های گیر میده و با دست محکم میکشه بیرون تا لثه هاش رو بخارونه.

دیگه اینکه وقتی لباس تنش میکنی به خصوص وقتی یقه لباس از سرش رد میشه غش خنده میشه. هرچی تو لباس پوشیدن بیشتر این ور و اون ورش کنی بیشتر و از خنده ریسه میره.

چند وقتیه وارد مرحله حباب درست کردن شده و عشقش اینه که وقتی یککم آب تو دهنش هست به حالت قرقره بگه بوووووووووووووووووو.

چند روز پیش رای اولین بار بهش غذا دادم. آخه هم از لیلی جون شنیدم هم تو یه کتاب خوندم که توی این دو ماه قبل از غذا خوردن بهتر ذائقه بچه ها رو با غذاهای سالم و مفید آشنا کنیم و سلیقه شون رو جهتدهی کنیم. البته منم اولش قصدم مزه چشوندن بود ولی یه پرس کامل خورد. هویج رو پختم و تو مخلوط کن با شیر خوب نرم و آبکیش کردم. با قاشق بهش دادم اینقدر خوشش اومده بود که مهلت نمی داد قاشق رو پر کنم. یک کم هم با لیوان بهش دادم که خودش یه عالمه شد. می ترسیدم که به معده آش نسازه ولی خدا رو شکر اتفاقی نیوفتاد. نمی دونم برای مزه چشوندن چقدر باید بهش داد.

اینم عشق کوچیک مامان که تازه از خواب بیدار شده

جوجو کوچولو و کادوی عمه زهراش

دالی موشی....!

قندون خندون مامان

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

ماشاله به تو پسته خندون... الهی که همیشه خوش و خرم باشین

مریم

سلام. رویا جون اون دو تا میوه رو فقط در حدی که یکی دو دقیقه دادم مکید بهش دادم فکر کنم فقط شاید چند قطره از آبشو خورده باشه. فکر می کنی این طوری هم ایراد داره؟ راستش دکترش در زمینه غذا دادن قبل از شش ماه خیلی سختگیره و من خودم تصمیم گرفتم دو هفته زودتر شروع کنم. اول لعاب برنج بعد فرنی و بعد حریره بادام. بعد از ده روز هم سیزیجات و میوه های مجاز. (قراره با یک وعده شروع کنم و تا وقتی که بخوام برم سرکار به سه وعده برسونم)حالا برنامم اینه تا ببینم چقدر عملی میشه[لبخند]

مامان نی نی تپل

سلام رویا جون اولا ممنون که سر زدید ثانیا مشکل مالی هم که نمیتونه نباشه[چشمک][تعجب]همیشه برقراره ولی شکر خدا خودم که شاغلم کمتره[چشمک] ثالثا مگه خرید یه کیک یه کیلویی چقدر میشه؟[تعجب][زبان] از همه مهمتر: رابعا : حالا شوهر شما چطور معاف شد بگید تا یاد بگیریم[شوخی] خامسا خدمتش شهر خودمونه اما آموزشی یزده[ناراحت][گریه] موفق باشید

تمشکی

سلام خانومی[گل] وب زیبایی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی[لبخند][خداحافظ]

مامان ثنا

سلام مامان عرفان جون تبریک میگم آقا پسر غذا خور شده میبینی چه لذتی میبره آدم وقتی بچه اش غذا میخوره[قلب] از طرف من ببوسیدش[ماچ][گل]

لیلی

رویا جان! الان که آراز خوابیده ولی همین فردا صبح بازی لباس پوشیدن رو باهاش انجام مبدم ببینم خوشش میاد!!! راستی روبا جان من هر کدوم از سبزیجات رو جدا جدا به آراز دادم و 5 روز برای هر کدوم زمان تعیین کردم. اگه دوست داشتی کلم بروکلی، سیب زمینی و ذرت منجمد رو هم امتحان کن. آراز عاشقانه ذرت رو دوست داره. فقط حتما پوستش رو باید جدا کنی. راستی عرفان هزار ماشا الله لپ در آورده اساسی! به جای من از اون لپاش ببوس لطفا.

مامان هنا

چه خوش خنده است این اقا پسر... چقدر خوشم میاد که بووووووووو می کنند[قلب][ماچ]

مامان آراد

اون جاییکه از خواب بیدار شده چقدر ملوس شده. هویج رو بچه ها خیلی دوست دارن...[قلب]