دومین سفر به منزل مادری

این 4-5 روز رو با بابایی و مادر بزرگ و پدربزرگ عرفان رفتیم به شهر مامان و بابای خودم. اینجوری عرفان هر 4 تا پدر و مادربزرگش رو یکجا باهم دید. آخه پدر و مادر همسرم می‌خواستن برن مشهد زیارت برای همین باهم رفتیم بین راه خونه پدریم و ما اونجا موندیم تا اونا برن و برگردن دنبالمون. خلاصه کلی خوش گذشت. جوجوی کوچیکم کلی برای همه خندید و آواز خوند و دل همه رو بدست آورد.

بالاخره اینبار بردیمش بهداشت براش پرونده باز کردیم. تا به جای اینکه هر ماه فقط برای گرفتن قد و وزن 10 تومن ناقابل بدیم دکتر مجانی ببریمش بهداشت. اما اضافه وزنش هم خیلی کم بود این ماه. از 5300 رسید به 5900. تعداد دفعات شیر خوردنش نسبتا زیاده ولی هر بار خیلی کم می‌خوره در حد 5 دقیقه. شیرم هم ظاهرا کم نیست نمی‌دونم دلیل کم وزن گرفتنش چیه. گاهی خودم رو دلداری میدم که چون در دوجای متفاوت وزنش کردیم اینجوری اشتباه شده و هر کدوم وزن متفاوتی رو برای لباسهاش درنظر گرفتن!

تو سفر این دو سه روزی حسابی ما رو ترسوند. آخه سینه رو نمی‌گرفت. جیغ‌های وحشتناک می‌زد و از گرسنگی گریه می‌کرد. شیر مشکلی نداشت آخه همون شیر رو توی شیشه می‌خورد. هرچی به فکرم رسید کردم. حموم رفتم. عرفان رو حمومش بردم. غذای خاصی هم نخوردم که شیر بو بگیره. قطره کولیک ایدش رو دادم. قطره بینیش رو ریختم. گوشش رو مالیدم (البته وقتی بناگوشش رو میمالی خوشش میاد و دستت رو می‌گیره. گاهی هم خودش با گوشش ور میره. نمی‌دونم گوش درد داره یا بازی میکنه). صبح‌ها اوضاع خیلی خراب بود و هرچی به شب می‌رسیدیم بهتر می‌شد. توی خواب راحتتر می‌خورد. ولی باز فردا صبح همون اوضاع. بیشترین احتمالی که میدم همون قضیه بینیشه که ما هنوز درگیرش هستیم. بیشتر روزها هنوز گرفته‌اس و با ریختم قطره کلرید سدیم یا شیر یا آب موقتا مرطوب میشه ولی باز فرداش میگیره. اون روش ابداعی هم هر 5-6 بار یکبار جواب میده. می‌ترسم آلرژی داشته باشه. دکترش میگه از گرماست ولی من اینطور فکر نمی‌کنم. خلاصه الان یکم بهتره ولی بازم گاهی با اکراه سینه میگیره. امیدوارم قضیه فقط تغییرهوای و مسافرت باشه و دوباره روبراه بشه.

 

پ. ن. : توی کتاب خوندم که تا قبل از 3 ماهگی افزایش وزن روزی 30 گرم و از 3 ماهگیبه بعد روزی 20 گرمه.

حد متوسط افزایش وزن در دوران شیرخواری

----------------------------------------------------------------
تولد تا سه ماهگی                         30 گرم در روز (200 گرم در هفته)
چهار ماهگی تا شش ماهگی            20 گرم در روز (140 گرم در هفته)
هفت ماهگی تا نه ماهگی                 15 گرم در روز (105 گرم در هفته)
ده ماهگی تا دوازده ماهگی                 10 گرم در روز (70 گرم در هفته)

--------------------------------------------------------------

وزن کودک در 5 ماهگی              2 برابر زمان تولد
وزن کودک در 1 سالگی              3 برابر زمان تولد
وزن کودک در 3 سالگی              4 برابر زمان تولد
وزن کودک در 5 سالگی              6 برابر زمان تولد
وزن کودک در 10 سالگی          10 برابر زمان تولد

/ 6 نظر / 8 بازدید
سودي

اينجا دنياي من است نگاه كن به لطافت يك عشق مي ماند درست به نرمي ياسهاي باغچه خانه مان اينجا دنياي من است پر از احساس ترنم مثال ريزش ابرهاي آسمان خدا زماني كه خورشيد هنوز در پهنه زلالش مي در خشد

مامان کیان پسر همسایه

عرفان جون مامان خیلی نازی داری ها قدرش رو بدون...

مریم

سلام مامان عرفان عزیز. طاها هم یه چند روزی خیلی بد سینه می گرفت مخصوصا روزها. فقط وقتی خواب الود بود یا شبها خوب شیر می خورد. دکترش گفت بچه ها از سه ماهگی محیط اطراف براشون خیلی جذابه و همین در طی روز باعث عدم تمرکزشون روی شیر خوردن میشه. بهتره که یه جای ساکت و غیر جذابو برای شیر دادن انتخاب کنی. در ضمن دکترش هم گفت نوزادا از سه ماهگی به بعد با هر بار شیر خوردن به خاطر افزایش قدرت مکش شیر بیشتری می خورند به همین خاطر مدت شیر خوردنشون کمتر میشه. عرفان گلی رو ببوس. [ماچ] دفعه بعد بدون عکس بیای می گم طاها به عرفان بگه اصلا می می مامانشو نخوره[زبان][قلب]

لیلی

سلام رویا جان! من با آراز مشکل خاصی ندارم ولی پسر خواهرم مشکل مشابهی داشت. می خواهم به تو بگویم که وقتی خواستی غذای کمکی را شروع کنی درانتخاب زمان و نوع غذا خیلی باید دقت کنی. چنین بچه هایی به محض اینکه غذای دیگری غیر از شیر مادر را چشبدند دبگر سینه را نمی گبرند. ضمنا شاید دلیلش همان شیشه باشد چون شیر از سر شیشه راحت تر خارج می شود و این نوراد را راحت طلب می کند. عزیزم می دانم مشکل است ولی همه تلاشت را بکن. هیچ جیز جای شیر مادر را نمی گبرد. در مورد افزایش وزن هم نکران نباش. هر بچه در نوع خود منحصر به فرد است. خیلی ببوس این پسر گل منگلی آوازخوان رو.[ماچ]

کودک ما

سلام عرفان کوچولو خوبی ؟ رویا جان سعی کن شیشه بهش ندهی بعضی بچه ها سخت شیشه و سینه را با هم می گیرند .مراقبش باش و تا شش ماهگی چیزی بغیر از شیر نده تا مبادا طعم غذاها باعث کنار گذاشتن شیر نشه در ضمن میوه و اب میوه شیر را زیاد خوشمزه می کنه تا می توانی میوه بخور

شرمین

سلام عزیزم خدا کوچولوتو نگه داره وزن دخترم زمان تولد 3200بود و قدش 53 الان 4 ماهشه وزنش 6500 و قدش 63 ولی هر کی دخترمو میبینه میگه آخی چقدر ضعیفه این موضوع باعث شده من ناراحت بشم و به دخترم حساس شدم و میخوام هر کاری بکنم تا چاق بشه به نظر شما چکار کنم بیا تو وبلاگم بگو