دوستان عرفان

خدا بیامرزه پدربزرگم رو که یه سال پیش فوت کردن شاعر بودن و برای خیلی از بچه هایی که به دنیا میومدن شعر می گفتن. ولی برای اولین نویره شون نبودن که شعر بگن. این مدت که پدر و مادر همسرم اینجا بودن نمیدونستم که پدر همسرم هم طبع شعر دارن. تو هر موقعیتی که بودیم فی البداهه برای عرفان شعر می گفتن. یکی دوتاش رو اینجا می نویسم که برامون بمونه:

ز شیراز آمدم من سوی تهران                تمام فکر و ذکرم بود عرفان
به شوق او شب و روزی نداشتم                به یک روزه رسیدم نزد ایشان
--------------------------------------------------------
دلم از بهر عرفان می زند جوش           نمیشه لحظه ای هرگز فراموش
خدا توفیق دهد هر سال چندبار                بیایند دیدن و گیرم در آغوش
--------------------------------------------------------
شبانگاهی برفتیم ما به بستان                        زنور ماه شد بستان گلستان
کشیدیم انتظار، یوسف (همسرم) نیومد             تمامی جمع گشتیم دور عرفان

امروز صبح پسر دایی‌ام به دنیا اومد. هنوز ندیدمش و قراره عصری بریم بیمارستان دی دیدنشون. خیلی ذوق دارم که زودتر این همبازی جدید عرفان رو ببینم. امیدوارم برای هم دوستان خوبی باشن.
علاوه بر پارسای تازه به دنیا اومده، عرفان یه همبازی دیگه هم داره. کیان پسر دوست خوب و صمیمیم نوشین که با هم همکلاس، هم اتاق تو خوابگاه، بودیم و الان هم همکار و همسایه هستیم. کیان کوچولو دو ماه از عرفان کوچیکتره ولی از نظر ظاهر هم اندازه هم هستن. اما خیلی حیف که اونها هم دارن مثل خیلیهای دیگه از ایران میرن و من و پسرم هر دو یه دوست خیلی خوب رو از دست میدیم. امیدوارم هرکجا باشن همیشه همینطور شاد و پرانرژی باشن.
اینم عکس این دو تا عشق کوچیک:

این چه وضعشه آخه! نمیشه که همه مغزا فرار کنن. اینجوری مغز کوچیک من تنها میمونه!!

/ 18 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام. دوباره چقدر تشابه: اول اینکه پدر همسر من هم یه جورایی شعر میگه و البته کلی شعر هم برای طاها. دوم اینکه مشابه اون لباس نارنجی عرفان جون را طاها هم دارد(بی بی بو) سوم اینکه مشابه اون سرویس خواب نارنجی عرفان گلی را طاها هم دارد البته از نوع آبیش(ولی من چند وقت پیش رفتم برای روش یه ملافه مناسب خریدم و دادم دوختند و الان دیگه از شستن دائم بالش و زیراندازش راحت شدم)

ارغوان

سلام سلام: وبلاگتون عالیه[تایید][تایید][تایید] وبلاگ من هم بیاین خوشحال میشم[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][گل][خداحافظ]

مامان ثنا

سلام شعرهای پدر شوهرتون خیلی قشنگ بود کاش منم پدر شوهر میداشتم[ناراحت] عرفان جونو ببوس[ماچ]

مامان کیان

عرفان جون خیلی ژست می گیری البته حق داری با بعضی ها عکس می گیری دیگه!!

لیلی

اومدم یه بار دیگه عرفان رو ببینم...[ماچ]

شایلی

ای جانم مغز متفکر کوچولو... ژستت حرف نداره عزیزم[ماچ]

مامان ثنا

سلام مامان عرفان جون روزت مبارک عزیزم[قلب][گل]

ندا

سلام رویا جون، من این مطلب رو امروز خوندم. امیدوارم به دردتون بخوره. به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بي.بي.سي ، اين منبع افزود: پژوهشگران توصيه مي‌كنند والدين به نوزاداني كه زياد مبتلا به عفونت گوش مي‌شوند، پستانك ندهند. مكيدن پستانك باعث مي‌شود كه باكتريها راحت تر از مجراي بيني به گوش مياني منتقل شوند. بي.بي.سي اضافه كرد: اين گروه پژوهشگر در مقاله‌اي در نشريه پزشكي فميلي پركتيس نوشته‌اند كه پزشكان بايد به والدين اطفال اين مسئله را گوشزد كنند. عفونت گوش در بين نوزادان بسيار شايع است. اين عفونت معمولا نياز به درمان آنتي بيوتيك ندارد و بعد از چند روز بهبود پيدا مي‌كند اما بعضي كودكان زياد به آن مبتلا مي‌شوند. در پژوهش انجام شده ‪ ۴۷۶‬كودك شركت داشتند كه ‪ ۲۱۶‬نفر از آنها پستانك مي مكيدند. در اين بچه‌ها خطر ابتلا به عفونت گوش ‪ ۹۰‬درصد بيشتر از كودكاني بود كه پستانك نمي‌مكيدند. پژوهشگران مي‌گويند كه اولين عفونت ممكن است احتمال عفونت‌هاي بعدي را بيشتر كند. پروفسور استيو فيلد، رئيس كالج سلطنتي پزشكان عمومي بريتانيا مي‌گويد كه پيشتر نيز پژوهش‌هايي در اين زمينه انجام شده بود اما خيلي منسجم ن