پرستار یا مهد

یکی از دوستان یه پرستار معرفی کرده اما هنوز ندیدمش. احتمالا میگذارم برای هفته بعد. نمی‌دونم چطوری باید ازش مطمئن بشم. آخه قراره خونه زندگی و از اون مهمتر بچه‌ زبون بسته‌ام رو بدم دستش. قراره مامان دوم باشه. قراره دو روز در هفته عرفان رو تربیت کنه. نمی‌دونم، خیلی سخته. همسرم که کم‌کم داره متمایل به مهد میشه. آخه حتی اگه کسی قبلا هم خیلی خوب باشه هر لحظه ممکنه وسوسه بشه.

یه مدت نمیدونم شیرم کم شده بود یا عرفان خیلی می‌خورد فکر می‌کنم تو این نقاط عطف رشدش! بود. شبها ۵- ۶بار بیدار می‌شد. هر دوتا سینه‌ام رو کامل می‌خورد. این قطره شیرافزا رو گرفتم. چیز خیلی خوبی بود و کلی اثر کرد. ترکیبی از رازیانه و زیره سبز و شنبلیله و ... است. این روزها عرفان کوچولو لعاب برنج می‌خوره. انشاالله به زودی فرنی و حریره بادام رو هم شروع خواهیم کرد.

تربچه مامان قبلاها خیلی خوب و راحت می‌خوابید. خودش تنهایی و همین جوری خوابش می‌برد. اما چند وقتیه بد خواب شده. هر دفعه یه جور می‌خوابه. بیشتر روی پا. تو بغل خیلی کم میشه که بخوابه. همینجور رو با غرغر میکنه تا خوابش ببره. خیلی دوست دارم یه عادت خوب بهش بدم که هروقت اون کار یا چیز رو دید احساس خواب بهش بده. ولی هنوز موفق نشدم. مامانی یه روسری براش خرید که مثل پسر عموش با ور رفتن با اون بخوابه. ولی خیلی استقبال نکرد. جدیدا آهنگ گل و گلدون رو تو گوشیم گذاشتم چندباری باهاش خوابیده خدا کنه همین جواب بده.

راستی یه سوال، تلویزیون دیدن برای جوجو کوچولوها ضرر داره؟ کله قندی مامان خیلی به تلویریم علاقه داره و گاهی وقتا حتی اگه نسبت به تلویزیون عمود برعکس هم بگذاریش بازهم کله‌اش چنان بلند میکنه که بتونه ببینه. برای وقتایی که کار دارم خیلی خوبه که بگذارمش تلویزین ببینه و ساکت باشه ولی چون احساس میکنم براش بده اینکار رو نمی کنم. حالا احساسم درسته یا نه؟

 جوجو خانم بعد از حموم

عشق کوچیک دیگه وقتی دمر کنترل دستش رو هم داره

نفس مامان در حال خوردن سیب

موش موشکی گاهی میتونه تنها هم بشینه ولی نمی‌گذارمش تا پشتش خوب سفت بشه!

/ 8 نظر / 14 بازدید
لیلی

وای چه قیافه ای به هم زده... چه تیپی... بازار آراز کوچولو کساد شد که! آراز خان هم با نگاه کردن به تلویزیون می خوابه... فکر میکنم اگه فاصله حفظ بشه ایرادی نداره...[لبخند]

لیلی

راجع به مهد من زیاد موافق نیستم... راستش برای بچه هاب کوچک مهر زیاد مناسب نیست. هزار تا دلیل داره که اگه دوست داشتین بعضی هاشو می نویسم براتون... گل پسر رو ببوسین...

شایلی

رویا جون انتخاب سختی داری. درسته پرستار خیلی به نظر سخت میاد ولی مهدکودکها هم زیاد قابل اعتماد نیستند. باز پرستارو میشه به وسیله ای ترسوند یا حتی پرستار خوب گیرآورد ولی تو مهد یه مربیه و چند تا بچه. احتمال هر غفلتی وجود داره. دوست من واسه بچه اش پرستار گرفته و خیلی هم راضیه. نمیدونم موسساتی هستند پرستار معرفی کنند؟ اونجوری خیالت راحت تر میشه. موفق باشی. اون حاج خانوم روسری به سر کاکل زری رو هم ببوس... ضمنا قطره شیرافزا عالیه. من از اول میخوردم ولی حیف که دخترم دیگه دست رد به سینه مون زد[چشمک]

لیلی

رویا جان! واقعا با علاقه وبلاگتو تعقیب می کنم و کامنتهاتو خیلی دوست دارم. واقعا ممنونم... در مورد کثیف شدن سر و پای بچه ها یه روش جدید پیدا کردم گفتم شاید به دردت بخوره!‌یه تکه نون میدم به آراز که در فاصله بین قاشق ها میکنه تو دهنش... و تصور میکنه که داره می خوره در حالی که عملا نمی خوره... در عوض دست از سر کچل اون دو قاشق غذا که براش درست کردم بر می داره...[نیشخند] البته هنوز هم برای غذا خوردن زورش نمی کنم.... چون رشد وزنش و قدش معمولی و خوبه همین طوری کنار میاییم.. می ترسم اگه زور بگم بهش از غذا خوردن بیفته...

لیلی مامان یونا

سلام راستش من هنوزم نمیدونم پرستار بهتره یا مهد. ولی خودم پرستار رو انتخاب کردم و فکر کنم تا 2.5 -3 سالگی پرستار رو نگه میدارم و بعد میبرمش مهد. من اهواز هستم [چشمک]

نسیم مامان آرتین

چقدر بزرگ شده این عرفان بلا... 6 ماهگی اش مبارک البته با کمی تاخیر.... من با مهد اصلا موافق نیستم

نسیبه مامان ساره

سلام رویاجان ممنون از اینکه لینکم کردی من هم لینکتون میکنم من هم با مهد زیاد موافق نیستم ولی امیدوارم بتوانی بهترین تصمیم را که به نفع عرفان کوچولوست بگیری[ماچ][لبخند][قلب]