هنرهای جدید

چند وقته از کارهای جدید عرفان نگفتم.

١- بعد از کشف دستها حالا پاهاش رو کشف کرده و مخصوصا موقع عوض کردن پاهاش رو بالا میاره و نگاه می‌کنه

٢- دیگه هرچی به دستش می‌دی میبره طرف دهنش و با آب و تاب می‌خوره. هنوز خودش نمی‌تونه چیزی رو بگیره ولی اگه به دستش بدی خوب نگه می‌داره و با هیجان تکون میده و میذاره دهنش.

٣- تکونهای هیجان انگیز میخوره. اینجوری که با شدت هرچه تمامتر همه چهاردست و پاش رو تکون میده و کف پاهاش رو محکم می‌کوبه به زمین و احساس خودش رو اینطوری بیان میکنه.

۴- وقتی باهاش مهربونانه صحبت می‌کنی برای نشون دادن حس قدردانیش خیلی آروم و با احساس, بدون اینکه لباش تکون بخوره میگه "آگا"!

۵- با هواپیمای جدیدش که راه میره و چراغهاش روشن و خاموش میشه و آهنگ می‌زنه خیلی سرگرم میشه.

۶- جهت صدا رو تشخیص میده و به سمتش می‌چرخه.

٧- عاشق اینه که ملحفه‌‌اش یا حتی اون پارچه‌ای که موقع تعویض پوشک و باز گذاشتنش روی پاهاش میندازم بگیره و بکشه رو صورتش و اگه یه لحظه غافل بشم میکنه تو دهنش!

٨- سعی میکنه غلت بزنه راستش اغلب من طاقت نمیارم و بعد از یه مدت تلاش یک کم هلش میدم تا غلت بزنه, آخه گاهی دستش که زیرشه قرمز قرمز میشه! نمیدونم این کمک کردن ضرر داره یا نه؟

٩- موقعیتها رو خوب میشناسه. جای خوابش جای تعویضش و نحوه بغل گرفتنش برای شیر خوردن.

١٠- جدیدا داره زبونش رو برای در آوردن صدا تست میکنه. بعضی از آواها رو زبونش رو می‌زنه به لبش و از خودش صدا درمیاره ببینه چطور میشه.

١١- قطره آ-د رو که گفتن خیلی دوست داره خوب میشناسه تا شیشه‌اش رو میبینه زود دهنش رو بازم میکنه.

١٢- گاهی وقتی پیشش چیزی می‌خوره هی دهنش رو مزه مزه میکنه و نشون میده که میخواد وقتی می‌بینه بهش نمیدی عصبی میشه و گریه می‌کنه.

١٣- عاشق ملحفه‌ جدیدش شده و برای ساکت کردنش جلوش یه بالش می‌گذارم و میکشم روش تا مدتها به بخشهای مختلفش نگاه می‌کنه و ساکت میشه.

١۴- گاهی وقتی خوابش میاد بی‌حرکت بی‌حرکت میشه تنها چشماش کار میکنه و دهنش که به پستونک مک میزنه و هیچ تحرکی در دستا و پاهاش دیده نمیشه و یه مدت تواین فاز میمونه تا خوابش ببره. ما بهش می‌گیرم عرفانش وارد مرحله "فنا" شده!

١۵- هنوز هم وقتی خواب ترسناک میبینه موهاش سیخ میشه. واااااااااای من عاشق این صحنه‌ام مدتها بالای سرش میشینم تا این صحنه رو ببینم!! میشه مثل این جوجوها که تو سرما پرخاشون رو پوش میکنن! قلب ماچ

۱۶- عاشق اینه که کنارش بخوابی و روزنامه یا کتاب بخونی و اونم با دقت حتی اگه عکس نداشته باشه مدتها نگاه میکنه.

فعلا همینا یادم می‌آد. خودم هم فکر نمی‌کردم تو این مدت اینقدر هنرمند شده باشه!!!

/ 6 نظر / 61 بازدید
مریم

سلام. خوبی رویا جون. تقریبا همون موادری رو که من می خواستم از کارای طاها در یه ماه اخیر بنویسم ،همه رو شما نوشتی[تعجب] حتی به عکس هم مثل عکس آقا عرفان داره[تایید]قربون این وروجکای شبیه هم [هورا]

لیلی

وای کوشولو! محصوصا اون آگا گفتنش خیییلی جالب بود.راستی کمک کردن بهش به نظر من عیب نداره. منهم به آراز کمک می کردم...زود زود خودش راه می افته....[بغل]راستی این عرفان چه زود مراحل رسیدن به خدا رو طی کده و به فنا رسیده!!!! نکنه به خاطر اسمش باشه!!![چشمک]

مامان آراد

مورد 7 رو هنوز آراد داره انجام میده البته پیشرفتش...با پتو و زیر اندازش و ...!!

شایلی

سلام رویا جون خیلی ممنونیم که به ما سر زدین. معلومه که اگه تو غلت زدن و حتی گرفتن با گل پسری تمرین کنی و کمکش کنی خیلی مفیده. جالبه... چقدر بچه ها کاراشون شبیه همه. شاینا هم دقیقا دو ماه پیش همین کارارو میکرد. راستی عرفان بعد تعطیلات واکسن داره نه؟ منکه از الان دلهره واکسن شاینا رو دارم. موفق باشی. شازده پسرو ببوس.

مامان هنا

وا..دسته کم گرفتی شازده پسر رو...خوب کلی داره زندگی کردن رو تجربه می کنه. ماشالله چه همه هم هنرمند شده. من اون فنا شدنشون رو خیلی دوست دارم[چشمک][قلب][ماچ] پس با پستونک می خوابه عرفان؟ سارا هم با مکیدن..هرچیزی که باشه[تعجب] دارم تلاش می کنم که آروم آروم تغییرش بدم[سوال]

ناشناس!!!

سلام.خسته نباشید.چقدر قشنگه بلاگتون.فقط یه پیشنهاد داشتم.اگه میشه بخش "دایی" اش رو بیشتر کنید خییییلی بهتر میشه.ضمنا به آقا عرفان هم به خاطر داشتن همچین دایی که مرغ مینا هم داره تبریک میگم ممنون.ناشناس!!!