Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers
 

عرفان نگار

ثبت لحظات شیرین رویش عرفان

همچنان سینه خیز!
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢۸  

دیشب مامان و بابا رفتن و ما دوباره تنها شدیم. هر دوشون این مدت مثل همیشه حسابی زحمت کشیدن و کلی کمکمون کردن. خصوصا در نگهداری عرفان چون پرستارش رفته بود سوریه و این دو هفته مامانی موند تا از عرفان نگهداری کنه. یه اتفاق دیگه هم افتاد و اونهم اینکه دیگه تنها دایی عرفان رسما عقد کرد و ورود هفتمین عضو خانواده ما ثبت محضری شد. دایی رامین و رضیه جان مبارک باشه.
و اما جوجو کوچولوی مامان. .... نخیر این تنبل کوچولو هنوز چهار دست و پا نمیره. و دیگه تلاشی هم نمیکنه. فکر می‌کنم از اون بچه‌هایی باشه که مستقیما از سینه خیز به مرحله راه رفتن میرسن. اما به جاش سرعت سینه خیزش خیلی بالا رفته و به خاطر همین هم هست که دیگه نیازی به چهار دست و پا نمیبینه. گاهی دوست داره دنبالش کنی و اونوقت با هیجان و پر سر و صدا تند تند فرار می‌کنه طوری که از حلزونها هم جلو می‌زنه! خودش که فکر می‌کنه خیلی تند می‌ره و ما نمی‌تونیم بهش برسیم!!
راستش اینقدر دور و برمون بچه هم سن و سال عرفان هست و اینقدر تو این وبلاگها خوندم که خیلی از بچه‌ها چه زود راه افتادن که ناخودآگاه افتادم تو فاز مقایسه کردن. می‌دونم هر بچه‌ای یه جور رشد می‌کنه ولی خداییش خیلی سخته مقایسه نکنی. می‌ترسم این مساله بعدها هم مشکل ساز بشه و از جوجوی شیرینم انتظار زیادی داشته باشم.
....
هنوز خیلی باباییه و با دیدن باباش با گریه و سر رو صدا و عصبانیت تند تند (همون جور سینه خیز) می‌پره بغل باباش و تا یه ساعت هم باید همون جا بمونه. بابایی بیچاره نمی‌تونه حتی لباسهاش رو عوض کنه و دستهاش رو بشوره.
عاشق خمیازه کشیدن و عطسه کردن و وقتی کسی این کار رو میکنه خیال میکنه دارن با اون شوخی می‌کنن.
با لباسشویی دوست شده و دیگه کمتر از چیزهای پر سر و صدا مثل مخلوط کن می‌ترسه.
وقتی توی ماشین روی پای باباش پشت فرمون می‌شینه و بابایی فرمون رو می‌چرخونه از حنده ریسه میره!
عاشق نماز خوندن ماست و هر وقت نماز می‌خونیم میاد کنارمون و ساکت بهمون نگاه می‌کنه و خوب می‌فهمه که تو این وضعیت نباید انتظار جواب و عکس‌العملی از ما داشته باشه.
به لطف شایلی جون ما هم تونستیم برای قندی کوچولومون از کارتونهای بی‌بی تی‌وی بگذاریم. البته از روی سی‌دی. چون اهل ماهواره نیستیم. ولی خداییش این برنامه‌هاش برای عرفان خیلی جذابتره. نمی‌دونم چرا تلویزیون خودمون اصلا از این سبکها برای نی‌نی‌ها نمی‌گذاره.

اینم عرفان گلی و پارسا خوشگل 5 ماهه، پسر دایی مامانی. یادتون هست؟ همون نی‌نی که گفته بودم موقع تولد ریه‌هاش مشکل داشت و ...

عشق مطالعه. حتی کتاب چپه رو هم می‌تونه بخونه!