Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers
 

عرفان نگار

ثبت لحظات شیرین رویش عرفان

مشکل خواب
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢  

احتمالا آخر این هفته بریم شمال. یه سفر دسته جمعی با حدود 8-9 خانواده. از طرفی غر‌غرها و  اذیتهای عرفانی هنوز هست و نگرانم توی اون شلوغی چی خواهد شد، به‌خصوص اگه اتاق جداگانه نداشته باشیم! بیشتر به خاطر دیدن مامان و بابا هست که داریم می‌ریم وگرنه می‌دونم توی این شلوغی و شرجی بودن چندان هم خوش نخواهد گذشت.

مساله خواب همچنان به قوت خودش باقیه و هر شب مکافات داریم! از حدود ساعت 10 من و باباش دوتایی مشغول خوابوندن جوجو کوچولو می‌شیم تا ساعت 11:30 - 12 بالاخره بعد از کلی گریه خوابش ببره. هر کار می‌کنم یه عادت خواب درست و حسابی براش درست کنم نمیشه. از این روالی که تو کتابها می‌گن (مثلا تو کتاب همه مادران سالمند اگر) که بگذارین خودش یاد بگیره بخوابه و تنهاش بگذارین و اگه گریه کرد هر 5 دقیقه بهش سر بزنین و ..... خواستیم استفاده کنیم، ولی خیلی بی‌تابی می‌کنه و دیگه خونه رو می‌گذاره رو سرش و بعدش هم تا مدتها بداخلاق می‌مونه که چرا تنهام گذاشتین! البته عادت نداره تو بغل بخوابه، خیلی وقتها خودش شونصدتا غلت میزنه و پنجاه بار با غرغر طول و عرض تخت رو طی می‌کنه تا خوابش ببره یا روی پا، ولی مشکل اینه که هم خیلی این پروسه طولانیه و هم غرغر که هیچی خیلی وقتها به گریه هم میوفته و اشک مامانش رو هم در میاره تا خوابش ببره. خلاصه یه بار اومدیم این روش رو امتحان کردیم و یه 20 دقیقه‌ای تنهاش گذاشتیم و فقط 4-5 دقیقه یه بار بهش سر زدیم،‌ ولی طفلی اینقدر گریه کرد که دیگه ما هم که در اینجور مواقع (موارد تربیتی) پدر و مادر دل‌رحمی نیستیم طاقتمون تموم شد و دوتایی پریدیم و بغلش کردیم. از آواز خوندن، اسباب‌بازی دادن، موسیقی پخش کردن، قصه گفتن، روسری دستش دادن،‌ جای خواب تعیین کردن، بیدار نگه داشتنش تا شب، شیر دادن، نور رو کم کردن و سکوت و .... دیگه چیزی به ذهنمون نمیرسه که چندباری امتحانش نکرده باشیم. ..... خیلی دوست دارم قبل از اینکه کارم شروع بشه این مشکل حل بشه که این وسط می‌ترسم این مسافرت اوضاع رو خرابتر کنه.  این وبلاگ نی‌نی داری رو هم هیچ‌کس همت نمی‌کنه راهش بندازه ببینیم بقیه چطوری این مشکل رو حل می‌کنن.

قندی مامان فعلا مساله سینه خیز رفتن رو جوره دیگه‌ای حل کرده. وقتی دستش به چیزی نمیرسه اینقدر زاویه‌اش رو عوض میکنه و غلت می‌زنه و عقب جلو میشه که بهش برسه. البته خیلی وقتها هم نشونه‌گیریش خوب نیست و هرچی زاویه بندی می‌کنه بیشتر دور میشه!

حالا می‌رسیم به قسمت شیرین ماجرا 

وای عشق! دل مامانو که بردی!

"خوشتیپ الوند ٧" معروف!

 

شیرینی روی میز آماده خوردن!

شیرین گندمک مامان در پارک گفتگو