Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers
 

عرفان نگار

ثبت لحظات شیرین رویش عرفان

هنرمندیهای شش ماهه کوچولو
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٥  

پی‌نوشت دارد!

مدتیه که زیاد از عرفان گلیم ننوشتم. این پست دیگه مخصوص جوجو.

برای شش ماهگیش رفتیم مرکز بهداشت. وزنش خیلی کم افزایش پیدا کرده بود و مسئول اونجا کلی دعوام کرد که چرا غذا رو زودتر شروع نکردم! واکسن شش ماهگیش رو هم زدیم که اینبار بیشتر از همیشه اذیت شد. راستش من هم بی‌تقصیر نبودم. قطره استامینوفنش رو که باید هر ۴ ساعت یکبار میدادم، یادم رفت. یعنی برای ساعت ٢ صبح نوبتش بود که چون همیشه همون ساعت برای شیر بیدار میشد ساعت کوک نکردم. جوجو کوچولو نمی‌دونم به خاطر همون قطره‌های قبلی بود یا چیز دیگه اینبار ساعت ۴.۵ بیدار شد. دیدم بدنش خیلی داغه. خیلی ناراحت شدم. تبش خیلی نبود اما شنیده بودم تب برای بچه خیلی ضرر داره و بلافاصله شروع کردم به پاشویه و دستمال خیس رو پیشونی و یه ساعتی طول کشید تا تبش پایین اومد.

و اما در مورد هنرمندهای جدید فندقی

دیگه استاد دمر شدن در هر شرایطی شده. از چپ و راست. از پشت به رو؛ رو به پشت. با سرعت ۵٠ دور در ثانیه!

وقتی رو شکم خوابیده روی دستهاش بدنش رو بالا میاره طوریکه آرنجهاش خم نمیشه. راستش تو این وضعیت شبیه به مارمولک ها میشه!

بعد از اینکه دو سه روزی سینه خیز رو تمرین کرد؛ حالا دنده عقب و دور اٍن فرمونه رو داره تمرین میکنه!

داره صداهاش بیشتر شده و بعد از اینکه یه مدت تو سکوت فرو رفته بود حالا باز دوباره آوازخون شده و حرفهای من در آوردی می‌زنه.

راستش یه ماهیه که خیلی اذیت میکنه. مخصوصا برای خواب. هرچی اوایل راحت و بدون دغدغه می‌خوابید حالا حسی گریه می‌کنه طوریکه دیگه مامان برای اومده بابایی لحظه شماری میکنه تا پست رو تحویل بده.

گاهی وقتها که کنارشم اما حواسم به کار یا تلویزینه؛ خیلی مشخص و منظور دار صدام می کنه . هو؛ هو!

وقتی با خنده بهش حمله میکنی تا قلقلکش بدی و باهاش بازی میکنی؛ با سرعت فرار می‌کنه. مخصوصا اگه تو بغل باشه خیلی با مزه میشه.

قوه دافعه‌اش هم فعال شده و اگه بخوای قلقلکش بدی با دست هلت میده دور از خودت.

از وقتی قطره ویتامین آ-د رو که عاشقش بود؛ تبدیل به مولتی ویتامین و قطره آهن کردم خیلی نسبت به مزه‌های ناآشنا بد بین شده. همه چی رو اول با اخم در حالیکه صورتش رو جمع میکنه تست می‌کنه و سر چند قاشق اول با احتیاط با زبونش پس می‌زنه. نمی‌دونم دوباره برگردم سر آ-د؟ داده قطره‌ رو توی آب و آب سیب که خیلی دوست داره هم امتحان کردم اما باز تو دهنش نگه میداره و همه رو بیرون میریزه.

اینم چندتاعکس سهمیه این پست

خوش خنده کوچولو

این پیش‌بند مال خودم بوده ها! دست مامان جون درد نکنه که نگهش داشته.

عشق کوچیک بعد از حموم در حالیکه برق می‌زنه غش کرده.

پی نوشت: همین الان به پرستارش زنگ زدم که هماهنگ کنیم از این هفته بیاد تا عرفان بهش عادت کنه. گفت راهم دوره و کلا تصمیم گرفتم نیام!!!!! خیلییییییییی ناراحتم. کلی روش حساب کرده بودم! حالا چکار کنم! گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه