Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers
 

عرفان نگار

ثبت لحظات شیرین رویش عرفان

مصاحبه
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٠  

چند روز پیش پرستاری که دوستم معرفی کرده بود اومد خونمون و یه جلسه به اتفاق همسرم باهاش مصاحبه کردیم. در مجموع بد نبود ولی خوب چندتا مشکل کوچولو هم هست مثل اینکه زیاد تجربه پرستاری کودک نداره و اینکه خانواده‌اش شهرستانن و ظاهرا زیاد میره پیششون و کار رو ول میکنه درحالیکه من نمی‌تونم کلاسهام رو تعطیل کنم و هر روز که نخوام برم دانشگاه کلی مشکل برای پیدا کردن وقت مشترک بین بچه‌ها و کلاس خالی برای جبرانی خواهم داشت.

سه تا مهد کودکی که دور و برمون بودن رو هم رفتیم دیدیم. یکیش از یک سال و نیم و یکیش از ٨ ماهگی قبول می‌کردن و اون یکی هم که از شش ماهگی داشت به علت نقاشی ساختمان نتونستیم بریم اتاقاش رو ببینیم. همشون برای ٨-٩ تا بچه شیرخوار یه مربی و یه کمک مربی داشتن که به نظرم خیلی کمه. احتمالا با همون پرستاره باید هماهنگ کنم که چند روزی امتحانی بیاد

این مدت فرصت نشد عکس جدید بگذارم. اینم چند تا برای تنوع

وقتی برق میره نی‌نی من برای جلوگیری از گرمازدگی این شکلی میشه!

عرفان جوجو در حال بال بال زدن. گاهی که هیجان زده میشه چنان سریع تند تند دست و پا می‌زنه که خیال می‌کنی الانه که پرواز کنه!

قلب کوچیک درحال خوردن لباسش و پاپایی کردن!

اینقدر به مارک چیزهای مختلف علاقه نشون داد که دور تا دور بالش مورد علاقه‌اش رو کلی روبان و مارک دوختیم. الان هم داره مطالعه میکنه ببینه جنس بالشش خوبه یا نه! بچم از الان تو خط لباسهای مارک‌داره! نمی‌دونم به کدوممون رفته!!! شایدم به باباش رفته می‌خواد مطمئن باشه که همه چیزش ایرانی باشه!

این روزها یاد گرفتم سینه خیز بم. به کسی نگین ها می‌ترسم چشم بخورم!