Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers
 

عرفان نگار

ثبت لحظات شیرین رویش عرفان

سر ما شلوغ و پلوغه!
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢۳  

چند روزیه که مامان و بابا و تنها برادرم اومدن پیشمون. راستش قراره اگه خدا بخواد در تدارک ازدواج تنها برادرم هستیم. برای همین این روزها سرمون شلوغه. ان شاالله این چهارشنبه یه عقد کوچیک برگزار میشه. الان هم همه رفتن خرید منهم دوست داشتم به عنوان تنها خواهر شوهر باهاشون می‌رفتم ولی خوب، خودتون می‌دونین دیگه با این جوجو کوچولو اصلا نمیشه. فردا هم خاله‌ام و بچه‌هاش و مادر بزرگم دارن میان پیشمون. شاید عموم رو هم دعوت کنیم. البته اگه تو یه خونه ٨٠ متری جا بشیم!

یکی دو هفته‌است که عرفان خیلی غرغرو شده. برعکس اوایل که به ندرت گریه می‌کرد، الان هروقت خوابش میاد یا گرسنه‌اش هست همین‌}وری گریه می‌کنه و هیچ‌جوری هم آروم نمیشه. حتی با بغل کردن و راه بردنش هم خیلی آروم نمیشه. راستش فکر می‌کردم بعد از مامان شدن واقعا صبرم خیلی زیاد شده ولی ظاهرا اونقدرها هم نیست و گاهی دیگه جدا کلافه میشم و نمی‌دونم چکارش کنم. متاسفانه همچنان خیلی بد شیر می‌خوره و مخصوصا وقتی گریه می‌کنه یا هنوز گرسنه گرسنه نیست به هیچ‌وجه نمیشه بهش شیر داد. یکی می‌گفت بچه‌ اونم تو ۵ ماهگی اینطور بهانه‌گیر شده و بعد دوباره خوب شده. نمی‌دونم شما هم چنین تجربه‌ای داشتین؟

١٠ روز پیش هم که دیگه عرفان ۵ ماهش شده بود بردیمش بهداشت. قد ۶۴.۵ و وزنش ۶٩٠٠ بود. اینبار افزایش خوبی داشت ولی مسئول بهداشت پیشنهاد داد که غذا دادن رو شروع کنم. ولی من هنوز مرددم. چون عرفان خیلی بد شیر می‌خوره می‌ترسم اگه زود غذا رو شروع کنم دیگه شیر خوردن رو ول کنه. راستی به نظر شما توی این گرما بازهم آب دادن به بچه ۵ ماهه مشکل داره؟ شده مساله مرغ و تخم‌مرغ. چون شیر نمی‌خوره خیلی تشنه‌اش میشه. اگه بهش آب بدم هم دیگه تشنگیش برطرف میشه و شیر نمی‌خوره!

خلاصه این مدت همه چی قاطی پاطی شده و اون پروزه هم که دیگه شده قوز بالا قوز! برای همین شاید نتونم یه مدت به وبلاگهاتون سر بزنم و کامنت بگذارم ولی دلم برای همه‌تون تنگ میشه.

راستی خاله آویسای عزیزمون هم نی‌نیش به‌دنیا اومد. مبارک باشه انشاالله. آقا آرتان عزیز به این دنیا خوش اومدی. قلب

عکس جدید که نداریم ولی این عکس از آلبوم قبلیشه.