Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers
 

عرفان نگار

ثبت لحظات شیرین رویش عرفان

اولین غذا
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٥  

 

جوجو قندی مامان همچنان به یادگیری سریعش ادامه میده و هر روز بهتر از دیروز! میشه

از کارهای عرفان بگم که دیگه گرفتن با دست براش راحت شده و تقریبا برای گرفتن هر چیزی دستش رو دراز میکنه و اونو میگیره. منم تا می تونم چیزهای مختلف بهش میدم که حس لامسه اش تقویت بشه. با گرفتن نایلون عصبی میشه ولی از روزنامه گرفتن و هر چیز نرمی که بتونه تو دهنش کنه خوشش میاد.

یاد گرفته خودش پستونک رو از دهنش با دست در میاره و باز میکنه تو دهنش و 100 بار اینکار رو تکرار میکنه. گاهی هم پستونک رو کجکی محکم لای لثه های گیر میده و با دست محکم میکشه بیرون تا لثه هاش رو بخارونه.

دیگه اینکه وقتی لباس تنش میکنی به خصوص وقتی یقه لباس از سرش رد میشه غش خنده میشه. هرچی تو لباس پوشیدن بیشتر این ور و اون ورش کنی بیشتر و از خنده ریسه میره.

چند وقتیه وارد مرحله حباب درست کردن شده و عشقش اینه که وقتی یککم آب تو دهنش هست به حالت قرقره بگه بوووووووووووووووووو.

چند روز پیش رای اولین بار بهش غذا دادم. آخه هم از لیلی جون شنیدم هم تو یه کتاب خوندم که توی این دو ماه قبل از غذا خوردن بهتر ذائقه بچه ها رو با غذاهای سالم و مفید آشنا کنیم و سلیقه شون رو جهتدهی کنیم. البته منم اولش قصدم مزه چشوندن بود ولی یه پرس کامل خورد. هویج رو پختم و تو مخلوط کن با شیر خوب نرم و آبکیش کردم. با قاشق بهش دادم اینقدر خوشش اومده بود که مهلت نمی داد قاشق رو پر کنم. یک کم هم با لیوان بهش دادم که خودش یه عالمه شد. می ترسیدم که به معده آش نسازه ولی خدا رو شکر اتفاقی نیوفتاد. نمی دونم برای مزه چشوندن چقدر باید بهش داد.

اینم عشق کوچیک مامان که تازه از خواب بیدار شده

جوجو کوچولو و کادوی عمه زهراش

دالی موشی....!

قندون خندون مامان